الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
128
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
شد . ، چون اصحاب آن حالت را ديدند ، همه به گريه در آمدند و صداها به گريه بلند كردند . ابو بكر خدمت آن حضرت عرض كرد كه اى پيغمبر خداى ! آيا مىگريى و خود نهى از گريه مىفرمايى ؟ فرمود : « تدمع العين و يوجع القلب و لا نقول ما يسخط الرب عز و جل » « چشم اشك آلوده مىشود و دل به درد مىآيد و نمىگوييم آنچه خداى تعالى ناخشنود شود . » و از سائب بن يزيد است گفت چون طاهر فرزند رسول خداى - صلى الله عليه و آله - وفات يافت ، چشمهاى مبارك آن حضرت اشك آلوده شد . گفتند : اى پيغمبر خداى ! گريستى ؟ فرمود « ان العين تذرف و ان الدمع يغلب و ان القلب يحزن و لا نعصى الله عز و جل . » « 1 » : « به درستى كه چشم اشك آلوده مىشود و اشك غلبه مىنمايد و دل ، غمگين مىشود و گناهى در حضرت حق نيست . » و در صحيح خود آورده است كه پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - قبر مادر خود - سلام الله عليها - را زيارت نمود و گريست و آنان را كه در اطرافش بودند ، گريانيد . « 2 » و روايت شده است . كه چون عثمان بن مظعون به رحمت الهى پيوست پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله و سلم - وارد شد و جامه از روى او بر گرفت و ميان دو چشم او را بوسه داد و زمانى دراز بر او گريست . چون جنازه را برگرفتند ، فرمود : « طوباك يا عثمان لم تلبسك الدنيا و لم تلبسها . » : « خوشا به حال تو اى عثمان ! دنيا تو را نپوشيد و نپوشيدى تو دنيا را . » « 3 » و سعد بن عباده را بيمارى سخت پيش آمد . پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - عيادتش فرمود و چون بر او وارد شد ، او را در غشوه ديد . فرمود : آيا مرده است ؟ گفتند ، نه اى پيغمبر خداى ! پس آن حضرت گريست و چون اصحاب گريهء آن حضرت را مشاهده نمودند ، همه به گريه در آمدند . فرمود : « الا تسمعون ان الله لا يعذّب بدمع العين ، و لا بحزن القلب و لكن يعذب بهذا - و اشار بلسانه - او يرحم . » « 4 » : « بشنويد و بدانيد كه خداى تعالى به اشك چشم و اندوه دل عذاب نمىفرمايد ؛ و لكن عذاب مىنمايد به اين و اشاره به زبان مباركش كرد و فرمود يا رحم مىكند . »
--> ( 1 ) الجامع الكبير 1 : 207 . ( 2 ) صحيح مسلم 2 : 671 ؛ سنن نسائى 4 : 90 ؛ سنن ابى داود 3 : 218 . در متن نام مؤلف ذكر شده است . ( 3 ) الجامع الكبير 1 : 568 . ( 4 ) صحيح البخارى 2 : 106 ؛ صحيح مسلم 2 : 636 .